هدف از اين وبلاگ ايجاد انگيزه،صحيح زندگي كردن براي جوانان با اميد ها و آرزوهاي خود مي باشد.
++++++++++++++++++++
هر كجا زندگي باشد،اميد هم هست..
++++++++++++++++++++
ثروتمندی از ذهن شروع می شود..
++++++++++++++++++++
زشت ترين آدم با اخلاق خوبش زيباست..
++++++++++++++++++++
راستش را بگو اول به خودت بعد به دیگران..
   

هراس از جدايي
سه شنبه ۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت 21:20 | | نوشته ‌شده به دست روانشناسی مدرن | ( )
یكی از مشكلاتی كه فرزندان آخر خانواده در بسیاری از موارد با آن دست به گريبان هستند، وابستگی عمیقی است كه بین پدر و مادر در سنین كهنسالی و فرزند آخر در سنین جوانی به چشم می‌خورد.

در این موقعیت‌ها پدر و مادر به سن و سالی رسیده‌اند كه نیاز به مراقبت و توجه بیشتر از سوی فرزندان دارند و در مقابل فرزند آخر با رسیدن به سن و سال جوانی، آماده‌ آغاز زندگی مستقل و جدا شدن از خانواده پدری شده است. والدين اغلب با به استقلال رسیدن فرزندان بزرگ‌تر و جدا شدن آنها از خانواده مشكلی ندارند و در بسیاری از موارد حتی خود پیشقدم می‌شوند، فرزندشان را به مستقل شدن تشویق می‌كنند و او را در این راه مورد حمایت نیز قرار می‌دهند. اما نوبت به فرزند آخر كه می‌رسد، برخی والدین دچار نوعی نگرانی به خاطر جدا شدن آخرین فرزند از خانواده می‌شوند. این نگرانی از هراسی ناشی می‌شود كه والدین در دوران سالخوردگی نسبت به تنهایی خودشان احساس می‌كنند.والدین در شرایطی قرار گرفته‌اند كه فرزندانشان یكی‌یكی خانواده‌ای تشكیل داده‌اند و به دنبال زندگی خودشان رفته‌اند و از میان همه فرزندان، فقط فرزند آخر باقی مانده است. برای آنها سخت است كه از این فرزند هم جدا شوند و خود را یكباره تنها احساس كنند. آنها دوست ندارند ناگهان خانه از حضور فرزند آخر نیز خالی شود.

این موضوع، استقلال فرزند آخر را كه می‌تواند همچون سایر فرزندان به صورت عادی و طبیعی اتفاق بیفتد، با مشكل مواجه می‌كند و گاه باعث تأخیر در مستقل شدن فرزند آخر می‌شود.

در موقعیت‌هایی از این دست، فرزند آخر نیز با یك چالش اخلاقی مواجه می‌شود. او احساس می‌كند كه تنها گذاشتن پدر و مادر، آن هم در سن و سالی كه از كار افتاده شده‌اند و با مشكلات زیادی مواجه هستند، عملی اخلاقی نیست. فرزند آخر دلش نمی‌آید آنها را در این موقعیت تنها بگذارد و به دنبال زندگی و آینده خودش برود. از سوی دیگر او احساس می‌كند در قبال آینده خودش نیز مسوول است و تأخیر افتادن در تشكیل زندگی مستقل برای خود او هم مشكلاتی به همراه خواهد آورد.

تصمیم‌گیری در این موقعیت برای فرزند آخر دشوار است. این مساله تنها می‌تواند با همیاری همه اعضای خانواده و با كمك سایر فرزندان حل و فصل شود. اگر همه فرزندان به اندازه كافی نسبت به پدر و مادر سالخورده‌شان احساس مسوولیت كنند و همه وظایف بر عهده فرزند آخر گذاشته نشود، او نیز خواهد توانست همچون بقيه خواهران و برادرانش با خیال آسوده و وجدان راحت زندگی مستقل خودش را آغاز كند.



:: موضوعات مرتبط: سبک زندگی